وارد کلاس که شدم در انتظار تجربه ای تکراری و فرساینده رو صندلی به نسبت کوچکم نشستم.
در کوچه پس کوچه های ذهنم اتفاقاتی را که احتمال داشت در کلاس جدیدم تجربه کنم مرور می کردم...
خب حتما مثل همه کلاسایی که توی این سال ها ثمره ای نداشته جز به باد سپردن لحظه های جوونی ، توی این کلاس هم قراره مقداری از لحظه های زندگی مو پرپر کنم . اونم چطور !!! با تحمل یه معلم پرحرف دیگه که مثل همه کسایی که توهم معلمی ورشون داشته صرفا میخواد یه سری اطلاعات تکراری رو بچپونه توی انبار ذهن من و بعد سعی کنه بهم بقبولونه که این خرت و پرت هایی که امروز به خوردت دادم رو هیچ جای دیگه دنیا پیدا نمی کردی ...
ادامه مطلب
برچسب: شروع دوباره من,شروع دوباره ی من,
نویسنده: آراد رجبی